لغت نامه دهخدا
افسون داشتن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) جادو داشتن. || در بیت زیر بمعنی معجزه داشتن باشد:
آنکه در دین مسیحا شود از هیبت او
نبرد جان اگر افسون مسیحا دارد.ظهیر فاریابی ( ازارمغان آصفی ).
افسون داشتن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) جادو داشتن. || در بیت زیر بمعنی معجزه داشتن باشد:
آنکه در دین مسیحا شود از هیبت او
نبرد جان اگر افسون مسیحا دارد.ظهیر فاریابی ( ازارمغان آصفی ).
جادو داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر کجا دیوست، آنجا نور یزدانی شدن هر کجا مار است، آنجا حکم افسون داشتن