اظب

لغت نامه دهخدا

اظب. [ اَ بِن ْ ] ( ع اِ ) ج ِ ظبی، غزال. ( از متن اللغة ). و اصل اظب، اَظبُوٌ بود که به روش اَدل اعلال شد. ( از اقرب الموارد ).ج ِ ظبی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || ج ِ ظُبَة، شمشیر یا نیزه و مانند آن. ( از اقرب الموارد ). ج ِ ظُبَة. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). و رجوع به ظبی و ظبة شود. اظبی. رجوع به کلمه مذکور شود.

فرهنگ فارسی

جمع ظبی بمعنی غزال بمعنی شمشیر یا نیزه و مانند آن.

جمله سازی با اظب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ثواب من استغفرالله فى و تره سبعين مره و هو قائم و اظب على ذلك سنه.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز