اشناو
لغت نامه دهخدا
( آشناو ) آشناو. [ ش ْ / ش ِ ] ( اِ ) آشنا. آشناه. شناه. شناوری. سباحت.
اشناو. [ اَ ] ( اِ ) مخفف آشناو ( شناور ). ( فرهنگ نظام ).
فرهنگ معین
( آشناو ) ( ~. ) ( اِ. ) نک شنا.
فرهنگ فارسی
مخفف آشنا. شنا
جمله سازی با اشناو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این لهجهها و گویشها مانند هرگویش دیگری دارای خزینهٔ واژگان خاص خود میباشد. در برخی موارد لهجههای مختلف این استان واژگان با مصادر و اصطلاحات خاص خود را دارند. به ویژه در منطقهای مانند استان بوشهر که بواسطهٔ زندگی ساحلی و تجارت و دریانوردی و حضور اقوام مهاجر گوناگون کلمات متعددی را از زبانهای دیگر نیز قرض گرفته است. در بسیاری از گویشهای آن کلمات پارسی میانه دیده میشوند؛ مثلاً تهل (تلخ) یا پهل (پل) یا اشناو (شنا). برای نمونه: