اشعرون

لغت نامه دهخدا

اشعرون. [ اَ ع َ ] ( اِخ )ج ِ اشعر، بحذف یای نسبت، مانند یمانون بجای یمانیون. ( از تاج العروس ). اشعریون. رجوع به اشعریون شود.

جمله سازی با اشعرون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپس همچنان داستان استيلاى ابرهه بر يمن رانقل مى كند تا آنجا كه مى گويد: او در يمن كعبه اى بنا كرد، و در آن گنبدهايى از طلانهاد، و اهل مملكت خود را فرمان داد تا آن خانه را همچون مراسم حج زيارت نموده پيرامون آن طواف كنند، و در اين بين مردى از بنى كنانه از قبيله خود به يمن آمد، و در آنجا به اين كعبه (قلابى ) بر خورد، پس در همانجا نشست تا قضاى حاجت كند، و اتفاقا خود ابرهه ازآنجا گذشت، و آن نجاست را ديد، پرسيد چه كسى به چنين عملى جرات كرده ؟ به نصرانيتم سوگند كه آن خانه را ويران خواهم كرد تا كسى به حج و زيارت آنجا نرود،آنگاه دستور داد تا فيل بياورند و در بين مردم اعلام كنند كه آماده حركت باشند، مردم ومخصوصا پيروانش از اهل يمن بيرون شدند و اكثر پيروانش از عك و اشعرون و خثعم بودند.

معزه یعنی چه؟
معزه یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز