اشترنگ

لغت نامه دهخدا

اشترنگ. [ اِت َ رَ ] ( اِ ) درخت یبروح باشد که از زمین روید بر شبه مردم در ملک چین و ثمر آن نیز بر صورت آدمی باشد و هر کس که آن درخت را برکند، در حال بمیرد و آنرا یبروح الصنم گویند و مردم گیاه نیز خوانند:
هند چون دریای خون شد چین چو دریابار او
زین قبل روید بچین بر شبه مردم اشترنگ.عسجدی ( از اوبهی ).همان استرنگ است، لجامعه:
اگر خاک پای تو آرد بچنگ
چو وقواق گوید سخن اشترنگ.( شرفنامه منیری ).و رجوع به اشترنگ و مردم گیاه شود.
اشترنگ. [ ] ( اِ ) اشترنج. رجوع به اشترنج شود.

جمله سازی با اشترنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ارنست اشترنگ (ایتالیایی: Ernst Streng; ۲۴ ژانویهٔ ۱۹۴۲ – ۲۷ مارس ۱۹۹۳) دوچرخه‌سوار اهل آلمان بود.

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز