فرهنگستان زبان و ادب
{conceptual metaphor} [زبان شناسی] استعاره ای که بین یک حوزۀ مفهومی با حوزۀ مفهومی دیگر تطابق ایجاد می کند
{conceptual metaphor} [زبان شناسی] استعاره ای که بین یک حوزۀ مفهومی با حوزۀ مفهومی دیگر تطابق ایجاد می کند
💡 روزبهان در گزارش مکاشفاتش در کتاب کشف الاسرار مکررا صحنه هایی را شرح میدهد که فرشتگان، پیامبران، عارفان –از جمله خودش- با خداوند دیدار میکنند و بسیار رخ میدهد که چنین دیدارهایی در مجالس شادنوشی و رقص اتفاق میافتند. اما در این میان، یک تصویر به صورت معناداری در کشف الاسرار بارها تکرار میشود و آن عبارت است از تجربۀ دیدار مشتاقان خداوند به مثابۀ یک «عروس» و در حین یک مراسم «عروسی». وی چنان گزارش میکند که گویی مشتاقان خداوند همچون عروسانیاند در انتظار رسیدن داماد- خداوند- و خداوند در این مراسم با عروسان خود میرقصد، بر آنها نثار میکند و به آنها باده مینوشاند. وی در کشف الاسرار چند بار از «حجله» نیز بعنوان مکانی که در آن، عروس(=مشتاقان خداوند) و داماد(خداوند) به وصال یکدیگر میرسند نیز سخن گفته است؛ روزبهان در این مکاشفات، گاه خود را نیز در چهرۀ یک عروس رویت میکند که منتظر رسیدن داماد است تا با یکدیگر نکاح روحانی کنند.[i] - استعارۀ مفهومی نکاح مقدس، یکی از برجسته¬ترین استعاره¬های به کار رفته در کشف الاسرار روزبهان است. وی بارها خود را همچون عروسی در حجلۀ وصال دیده که به انتظار و اشتیاق خداوند به سر میبرده. برای نمونه میگوید:«گاهگاهی در هنگام مشاهدات كه در حال مستی يا هشياری بودم، جامه عروسان دربرداشتم. و بر سر من موهايی چون زلفكان زنان بود، سرگشاده و با سينهای عريان همچون پادشاهی زيبا در ميان نديمان خود از حجله خارج میشدم... »(روزبهان، 1393: 215)