استضاء

لغت نامه دهخدا

استضاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) روشنی گرفتن. ( غیاث ). ( ؟ ).

جمله سازی با استضاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من شاور ذوى العقول، استضاء باءنوار العقول؛ (116) هر كس كه با صاحبانعقل و خرد مشورت كند، از درخشش افكار بهره مند شود

💡 مرحوم سيد عليخان حويزى در (( (نكت البيان ) )) در بيانفضائل جناب زيد جمله زيبايى دارد، او پس از بيان مطالبى مى گويد: (( و لم يكنمعتقدا كمعتقد الذين يزعمون انهم تبعوا آثاره استضاء و انارة و استناروا مناره من فرقالزيديه ))، )) (781) او معتقد به اعتقاد كسانى كه گمان كردند از وى پيروى مىكنند و از نور وجودش استفاده مى كنند از فرق زيديه نبود.