استرضاء

لغت نامه دهخدا

استرضاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) خواستن از کسی تا خشنود کند او را. ( منتهی الارب ). خشنود کردن خواستن. ( زوزنی ). || طلب خوشنودی کردن. خواستن خشنودی کسی را. ( منتهی الارب ). خوشنودی خواستن. ( وطواط ) ( غیاث ). رضامندی خواستن. ( غیاث ). || خوشنود کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || خوشنود شدن. خوشنودی.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. )طلب خشنودی کردن. ۲ - خشنود کردن. ۳ - (اِمص. ) خشنودی. ج. استرضاعات.

ویکی واژه

طلب خشنودی کردن.
خشنود کردن.
خشنودی.
استرضاعات.

جمله سازی با استرضاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شرط اول اين است كه حقوق مردم، حق الناس را بايد برگردانى. خداعادل است، از حقوق بندگانش نمى گذرد. يعنى چه ؟مال مردم را خورده اى ؟ بايد يا آن مال را به صاحبش برگردانى يالااقل او را راضى كنى. از مردم غيبت كرده اى ؟ بايد استرضاء كنى، بروى خودت رابشكنى بگويى آقا من از تو غيبت كرده ام، خواهش مى كنم از من راضى باش.

💡 (يستعتبون ) در اصل از (عتاب ) گرفته شده كه به معنى اظهار خشونت است، ومفهومش اين است كه شخص گنهكار خود را تسليم سرزنشهاى صاحب حق كند تا او را موردعفو قرار دهد و راضى گردد، و لذا اين ماده (استعتاب ) به معنى استرضاء و تقاضاى عفونيز به كار مى رود.

مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز