کلمهی «استحجاب» واژهای عربی و مصدر باب استفعال از ریشهی «حَجَبَ» است که در اصل به معنای پوشاندن، منع کردن یا در پرده نگهداشتن میباشد. در زبان فارسی، این واژه بیشتر در معنای گماشتن دربان یا نگهبان برای جلوگیری از دیدار و دسترسی به شخصی، معمولاً فردی بلندمرتبه یا صاحبمنصب به کار رفته است. همچنین در تعبیر دیگر به معنای خواستن پردهداری یا فاصلهگذاری است؛ یعنی از کسی خواستن که میان خود و دیگری حجابی یا حدی نگه دارد. این واژه نشاندهندهی حالتی از جلوگیری، احترام یا فاصلهگذاری آگاهانه است، نه صرفاً پوشاندن فیزیکی. در متون تاریخی و ادبی، «استحجاب» بیشتر جنبهی تشریفاتی و اجتماعی داشته، بهویژه در دربارها یا میان بزرگان. از دید ساختار زبانی، «استحجاب» بیانگر طلب یا حالت حجاب داشتن است؛ یعنی ایجاد مانع یا خواستن حجاب میان دو طرف. در عرفان نیز گاه اشاره به فاصلهی میان انسان و حقیقت دارد، یعنی حجاب معنوی.
استحجاب
لغت نامه دهخدا
استحجاب. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) به دربانی گرفتن کسی را. حجابت از او خواستن. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با استحجاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در نظام خانواده، زن همانند اين گل اختصاصى است. تمام وجود و آثار و ثمراتش از آنكسى است كه سرپرستى و تدبير آن را عهده دار گشته است اين پاسدارى ازگل، كه براى مصونيت آن است، اگر چه همراه با برنامه ها و محدوديتهايى است، ولىاين امر، به صلاح گل و صاحب گل است. نام اين مصونيت در فرهنگ اسلام، (حجاب ) استحجاب؛يعنى پوشش؛ پوشش گل از تيرهاى مسموم شيطان (3).