استجلاء

مترادف‌ها

آشکارسازی، روشنگری، تبیین، روشن کردن

متضادها

ابهام، پنهانی

لغت نامه دهخدا

استجلاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) دیدن. || طلب ظهور امری کردن. || روشن و مجلی ساختن. ( غیاث ).

دانشنامه آزاد فارسی

اِسْتِجْلاء
(در لغت به معنی دیدن و طلب ظهور امری) اصطلاحی عرفانی در مقابل اصطلاح جلاء. عارفان ظهور ذات اقدس در مظاهر و تعیّنات را استجلاء و ظهور آن در حاقّ ذات را جلاء می خوانند. از این منظر، استجلاء نتیجۀ حبّ ذاتی حضرت حق برای بروز و ظهور است، و آفرینش عوالم نیز، سراسر نتیجۀ همین استجلاء ذات است.

جمله سازی با استجلاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جناب ابن فنارى در شرح گويد كه اين محبت الهيه از حديث شريف قدسى (فاحببت اناعرف ) مستفاد است و اين محبت الهى كمال جلاء و استجلاء است يعنى حبكمال جلاء و استيجلاء باعث توجه ايجادى حق تعالى است.

💡 کارآگاهان پلیس با بررسی دقیق صحنه جرم و جمع‌آوری شواهد، تلاش می‌کنند تا حقیقت پنهان را برای استجلاء و روشن شدن ابعاد مختلف پرونده کشف کنند.

💡 در جلسات علمی و دانشگاهی، پرسیدن سوالات دقیق و تحلیل داده‌ها به استجلاء مفاهیم پیچیده و درک عمیق‌تر از موضوع مورد بحث کمک شایانی می‌کند.

💡 دولت باید تمامی جزئیات مربوط به بودجه سال آینده را به طور شفاف برای استجلاء و رفع ابهامات میان نمایندگان مجلس و افکار عمومی ارائه دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران