استبانت

لغت نامه دهخدا

استبانت. [ اِ ت ِ ن َ ] ( ع مص ) رجوع به استبانه شود.
استبانة. [اِ ت ِ ن َ ] ( ع مص ) پیدا و آشکار شدن. پیدا و آشکار گردیدن. ( منتهی الارب ). هویدا شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). ظهور. پیدائی. آشکاری. هویدائی. || پیدا و آشکار کردن. ( منتهی الارب ). || ابانت بجای آوردن. ( تاج المصادر بیهقی ). دانستن. شناختن.

جمله سازی با استبانت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 2-و أ نت الذى أ زلت الا غيار عن قلوب أ حبائك حتى لم يحبوا سواك و لم يلجئوا إ لىغيرك أ نت المونس لهم حيث أ وحشتهم العوالم و أ نت الذى هديتهم حيث استبانت لهم المعالم ما ذاوجد من فقدك و ما الذى فقد من وجدك لقد خاب من رضى دونك بدلابحار الا نوار: 95/226 أعمال خصوص يوم عرفة و ليلتها

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران