اسالیون
لغت نامه دهخدا
اسالیون.[ اَ ] ( از یونانی، اِ ) تخم کرفس کوهی. ( برهان ) ( مؤید الفضلاء ). || سعتر. ( مؤید الفضلاء ). رجوع به کرفس و کرسب شود.
فرهنگ فارسی
تخم کرفس کوهی
جمله سازی با اسالیون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 طبع خربق سیاه گرم و خشک و در آخر سوم است. خواص عمومی آن مسهل صفرایی و جذبکننده بلغم از بافتهای ژرف و عمیق بدن و درمانگر بیماریهای سردی و قویتر از سفید آن است. در تمام فعل و انفعالاتی که خربق سفید فعالیت دارد سیاه آن سریع الأثرتر است. در دردهای شقیقه، سر، ریزش آب کهنه از چشم، دردهای سینه، پاک کردن دستگاه تنفسی و احشاء و مثانه و رحم مورد استفاده است. اگر آن را چند روز در شیرینیها بخوابانند یا با جو پوست گرفته یا عدس جوشانیده و آب آن را بنوشند ضرری ندارد. تنقیه آن بهطور کلی وضعیت مزاج را تغییر میدهد. برای کسانی که مزاج مرطوب ندارند مضر است. و برای کلیه ضرر دارد و مصلح آن کتیرا و صعتر و دوقو و فطر اسالیون (Rock- Parsley) و فودنج و مصطکی است. دو مثقال آن با تنگی نفس و اسهال کشنده و مقدار شربت آن از نیم درم تا نیم مثقال است.