لغت نامه دهخدا
ازذ. [ اَ زَ ] ( اِخ ) از اعلام عربست، از جمله نام پدر جابر و پدر ام بکر که از رواة حدیث اند.
ازذ. [ اَ زَ ] ( اِخ ) از اعلام عربست، از جمله نام پدر جابر و پدر ام بکر که از رواة حدیث اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منظور از (تسليم وجه براى خدا) در حقيقت اشاره به توجهكامل با تمام وجود به ذات پاك پروردگار است زيرا (وجه ) (به معنى صورت ) بهخاطر آنكه شريفترين عضو بدن و مركز مهمترين حواس انسانى است به عنوان كنايه ازذات او به كار مى رود.
💡 تو اصلی لیک ازذات حقیقی در این صورت تو ذرات حقیقی
💡 آن چيست كه بر خداى تعالى حكومت كند و آن كيست كه بر خدا قاهر گشته بر او تكليفكند؟ اگر فرض شود كه آن حاكم و قاهر عقل باشد كه حاكميت ذاتى و داورى نفسى دارددر اين صورت كلام بر مى گردد به مالكيتعقل نسبت به حكم خود و مى گوييم: عقل در احكامش استناد به امورى مى كند كه خارج ازذات او و خارج از مصالح و مفاسدى است كه جزو ذات او نيست، پس در حقيقت حاكم بالذاتنيست، و اين خلف فرض است.
💡 همه از تست و تو ازذات هستی درون جان و دل سرّ الستی
💡 قصّه چه کنی دراز در غصّه بسوز در صنع نگه میکن و ازذات مپرس