اروع
مترادفها
شگفتآور، باشکوه، خیرهکننده
متضادها
حقیر، ناچیز
لغت نامه دهخدا
اروع. [ اَ وَ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از روع. ترسنده تر. || عجب تر. || ( ص ) بشگفت آرنده کسی را از حسن و جمال یا از شجاعت و مانند آن. ( منتهی الارب ). آنکه از غایت حسن و کمال خود مردم را بشگفت آرد. آنکه از حسن و یا دلیری خویش ترا بشگفتی دارد. آنکه جمال او مردم را خوش آید. ( زوزنی ) ( مهذب الاسماء ). نیکوروی. خوبرو. مؤنث: رَوْعاء. ج، ارواع، روع. ( منتهی الارب ). || تیزذهن. ( زوزنی ). تیزخاطر. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
ترسنده تر
جمله سازی با اروع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 282- مجموع فرزندان، اقربا و كسانى را كه از تيره يك خان يا شاهزاده ى مغولى بود، اروع و طايفه و رعايا و مردم مطيع تحت امر او را، اولوس مى گفتند. تاريخ مغول، ص 85 -. و.
💡 اروع. از حسن و جمال و نور بهاء بيننده را به شگفت مى آورد.