اداهم

لغت نامه دهخدا

اداهم. [ اَ هَِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اَدهم. بندها و اسبان سیاه رنگ.
اداهم. [ اَ هَِ ] ( اِخ ) محلی است در شعر. ( مراصدالاطلاع ). و بکری گوید آن پشته هائی است سیاه رنگ در نجد یا قریب بدان. جمیل گوید:
جعلن شمالا ذاالعشیرة کلها
و ذات الیمین البرق برق هجین
فلما تجاوزن الاداهم فتننی
و أسمح للبین المشت قرون.( ضمیمه معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

محلی است در شعر

جمله سازی با اداهم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (( قال رسول الله عليه و آله: المومن الذى يخالط الناس و يصبر على اداهم اعظم اجرامن المومن الذى لا يخالطهم و لا يصبر على اذاهم.)) (302)

دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز