احمدیل

لغت نامه دهخدا

احمدیل.[ اَ م َ ی َ ] ( اِخ ) ابن ابراهیم بن وهسودان الروادی الکردی صاحب مراغه و غیرها از آذربایجان. او را در آخر سنه 508 هَ. ق. بدست باطنیان در سرای سلطان ملکشاه بکشتند. رجوع بمجمل التواریخ والقصص ص 411 شود.
احمدیل. [ اَ م َ ی َ] ( اِخ ) روادی. رجوع به احمدیل بن ابراهیم... شود.

جمله سازی با احمدیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مراغه آق‌سنقر احمدیلی ایشان را به گرمی پذیرفت و آذربایجان به تصرّف ملک‌مسعود درآمد.

💡 ظاهراً به همین سبب وقتی در ۵۱۵ ق میان سلطان مسعود و برادرش محمود خلاف افتاد، انوشتگین به مسعود پیوست و به جنگ محمود رفت؛ و از آن پس هم آق سنقر احمدیلی که پس از مرگ گنتغدی در ۵۱۵ق خواهان اتابکی طغرل شد و او را برضد محمود برانگیخت، از شیرگیر مدد خواست.

💡 آق‌سنقر احمدیلی که از فرماندهان سپاه ملک داوود بود، چون سستی سپاه را در جنگ دید، رو به فرار نهاد. ملک‌داوود و آق‌سنقر به بغداد رفتند و از حمایت و اکرام خلیفه برخوردار شدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران