احرم

مترادف‌ها

احرام بست

لغت نامه دهخدا

احرم. [ اَ رَ ] ( ع ن تف ) حرامتر:
و اذا طلبت رضی الأمیر بشربِها
و اخذتها فلقد ترکت الأحرما.متنبی.
احرم. [ اَ رَ ] ( ع اِ ) از اعلام است. ( منتهی الارب ).
احرم. [ اَ رَ ] ( اِخ ) ابن هبرة الهمدانی. مردی جاهلی و حافظ ذکر او آورده است. ( تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

از اعلام است

جمله سازی با احرم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 (( فالاسم محرم عليكم ان تساءلوا عن ذلك من عندى فليس لى اناحلل و لا احرم ولكن عنه عليه السلام فان الامر عند السلطان ابا محمد مضى و لم يخلفولدا (الى ان قال ) و اذا وقع الاسم وقع الطلب فاتقوا اللّه وامسكوا عن ذلك؛))

💡 فاذا دخلت ميدان الشوق فكبر على نفسك و مرادك من الدنيا، ودع المالوفات و احرم عن سوىمشوقك و لب بين حيوتك و موتك - الخ.

💡 در مناسک حج، پس از انجام مراحل لازم، زائر باید وارد حالت احرم شود تا بتواند با طهارت و رعایت قوانین شرعی عبادت کند.

💡 عبارت احرم در متون فقهی مربوط به شرایطی است که فرد برای انجام مراسم مذهبی، محدودیت‌های خاصی را برای خود در نظر می‌گیرد.

💡 وقتی فرد تصمیم می‌گیرد به زیارت برود، ابتدا باید تمام آداب مربوط به احرم را به دقت فرا بگیرد تا مناسک خود را درست انجام دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران