احدى
مترادفها
یکی، یک نفر
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی إِحْدَی: یک (مؤنث)
معنی مُّؤْصَدَةٌ: سرپوشیده - سر بسته (عبارت "إِنَّهَا عَلَیْهِم مُّؤْصَدَةٌ"یعنی آتش بر آنان منطبق است، به این معنا که از آنان احدی بیرون آتش نمیماند، و از داخل آن نجات نمییابد )
معنی مُقْوِینَ: صحرانشینان و بیابانگردان - سرگردانان و بیچارگان ("مقوین" که در اصل مقوئین بوده است، جمع اسم فاعل از باب افعال اقواء است، و اقواء به معنای وارد شدن و ماندن در بیابانی است که احدی در آن نباشد )
معنی مَارُوتَ: نام یکی از فرشتگان (در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است که:هاروت و ماروت دو فرشته بودند که سحر را به مردم یاد دادند، تا بوسیله آن از سحر ساحران ایمن بوده و سحر آنان را باطل کنند و این علم را به احدی تعلیم نمیکردند، مگر آنکه بیم می دادند که...
معنی هَارُوتَ: نام یکی از فرشتگان (در روایتی از امام رضا علیه السلام آمده است که:هاروت و ماروت دو فرشته بودند که سحر را به مردم یاد دادند، تا بوسیله آن از سحر ساحران ایمن بوده و سحر آنان را باطل کنند و این علم را به احدی تعلیم نمیکردند، مگر آنکه بیم می دادند که...
معنی أَحَدٍ: یکی- یکتا (کلمه احد صفتی است که از ماده وحدت گرفته شده، همچنان که کلمه واحد نیز وصفی از این ماده است،ولی بین احد و واحد فرق است، "احد" آن یکی است که دومی ندارد چه در ذهن و چه در خارج از ذهن یعنی عقلاً دومی برای آن متصور نیست به خلاف کلمه واحد که ی...
معنی وَاحِدُ: یگانه -یکی - یک (کلمه احد صفتی است که از ماده وحدت گرفته شده، همچنان که کلمه واحد نیز وصفی از این ماده است،ولی بین احد و واحد فرق است، "احد" آن یکی است که دومی ندارد چه در ذهن و چه در خارج از ذهن یعنی عقلاً دومی برای آن متصور نیست به خلاف کلمه واح...
معنی وَاحِدَةٍ: یگانه -یکی - یک (کلمه احد صفتی است که از ماده وحدت گرفته شده، همچنان که کلمه واحد نیز وصفی از این ماده است،ولی بین احد و واحد فرق است، "احد" آن یکی است که دومی ندارد چه در ذهن و چه در خارج از ذهن یعنی عقلاً دومی برای آن متصور نیست به خلاف کلمه واح...
ریشه کلمه:
احد (۸۵ بار)وحد (۱۵۳ بار)
جمله سازی با احدى
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عمر، خود در سخنى اين اعتراف را كرده بود كه اگر نرمخويى على نبود احدى قادر بهتسلط بر او نبود.(124) و محكوم الحكم لمن غلب است. زيرا گروهى از سردمدارانكوشيده اند ناراضيان، عقده داران، و كين خواهان را به دور هم جمع كرده و چنان بلايى رابراى عالم اسلام پديد آوردند. دشمن چنان گستاخ و بى شرم است كه وارد حريم زندگىكسى مى شود كه سرنوشت كفر و اسلام را معين كرده است و خانه اش مركز هبوطفرشتگان خداست.
💡 براى حاجت دنيا كفايت مى كند تو را و تو هر روز صبح به نيابت صاحب الزمان عليهالسلام زيارت عاشورا مى خوانى و خرجى هر ماهت را از من بگير كه محتاج احدى نباشى وقدرى پول به من داد و گفت:
💡 فرمود: به خدايى كه دانه را شكافت و مخلوقات را آفريد، گرچه سليمان بن داوود ازپروردگارش ملك و پادشاهى را مساءلت كرد و خداوند به او مرحمت فرمود، ولى پدرتو تملك يافت بر ملكى كه بعد از جدت رسول خدا(ص ) احدى نهقبل از ايشان و نه بعد از آن جناب بر آن تملك نيافت و نمى يابد.
💡 افزون بر اين كه چنين اقدام خونينى براى مجموعه امت يهود، چهنسل موجود در زمان حادثه و چه نسل هاى آينده تا قيامت نيز، خير است؛ جهت خير بودن آنهانسبت به سلف بيان شد و وجه خير بودن آن نسبت به خلف براى آن است كه خاطره تلخآن، براى هميشه نقل مى شود و عظمت حادثه در بستر قرون و اعصار،دل هاى همه فرزندان اسرائيل را چنان تسخير مى كند كه ديگر احدى از آنان به فكر بتپرستى نمى افتد.
💡 سالك بايد به واسطه اين شهادات از احتجابات بيرون آيد، و در شهادت به رسالت راكه براى اشرف الخلقيه ثابت نمود، مقام فناى مطلق ولا استقلالى تام است، زيرا كهرسالت مطلقه ختميه خلافت كبراى الهيه برزخيه است؛ و اين خلافت، خلافت در ظهور وتجلى و تكوين و تشريع است؛ و خليفه را از خود به هيچ وجه استقلالى و تعينى نبايدباشد، و الا خلافت به اصالت برگردد، و اين براى احدى از موجودات امكان ندارد.
💡 جبرئيل: اى محمد! پروردگارت به ديدار تو بسى مشتاق است تاكنون سابقه نداشتهاست كه فرشته مرگ از كسى رخصت گرفته باشد و پس از تو نيز از احدى اجازهنخواهد گرفت.