اجرنماز

لغت نامه دهخدا

اجرنماز. [ اِ رِم ْ ] ( ع مص ) گرد آمدن بجائی. ( منتهی الارب ). فاهم آمدن. ( زوزنی ): اجرنمز الوحشی فی کناسه؛ یعنی وحشی در لانه خود را مجتمع کرد و فراهم ساخت. || مهیا شدن بکاری.

جمله سازی با اجرنماز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باز در داستان ديگر از نماز گزار رياكار آمده است: كه چادر نشينى مسلمان به، شهرآمد، داخل مسجد شد، ديد مردى با خشوع نماز مى گذارد توجهش به وى معطوف گرديد پساز نماز به او گفت:چه خوب نماز مى خوانى،جواب داد علاوه بر نماز،روزه هم دارم و اجرنماز گزار صائم دو برابر نمازگزار غير صائم است. مرد اعرابى كه مجذوب او شدهبود گفت:در شهر كارى دارم كه بايد آن را انجام دهم،بر من منت بگذار وقبول كن كه شترم را نزد شما بگذارم تا بروم و برگردم او پذيرفت و چادرنشين بااطمينان خاطر شتر را به وى سپرد و از پى كار خود رفت. نمازگزار رياكار بادورشدن اعرابى بر شتر نشست و با سرعت آنمحل را ترك گفت. پس از ساعتى مرد چادر نشثين برگشت ولى نه از نمازگزار اثرى ديدو نه از شتر در اطراف و نواحى مسجد جستجو كرد، نتيجه اى نگرفت، بيچاره ناراحت ومتاثر گرديد و يك شعر گفت كه مضمون و مفاد شعر اين چنين است: به نمازش ‍ بهشگفتم آورد و روزه اش مجذوبم ساخت،اما نمازگزار روزه دار ناقه جوانم را با سرعتراند و برد. (115)

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز