💡 مکتبی فقهی که محمدحسن از آن پیروی میکرد و تا زمان شاگرد برجستهٔ وی، شیخ انصاری نیز کماکان ادامه داشت وارد کردن قواعد اصولی در شیوه استنباط و اجتهاد است. در مقابل مکتب فقهی جواهر اخباریگری قرار داشت که معتقد بود یگانه منبع استنباط فقه شیعه باید کتاب و سنت باشد؛ و وارد کردن قاعدههای اصولی برای عمل اجتهاد امری باطل است. در دورهای که وی میزیست بهتدریج جریان اخباریگری رواج مییافت. کتاب جواهر به عنوان نمایندهٔ اندیشهٔ اصولی و نیز اجتهاد اصولی دقیقاً در برابر کتاب حدائق الناظره شیخ یوسف بحرانی قرار میگیرد. وی از استقلال سیاسی مسلمانان و نفی سلطهٔ کافران بر سرزمینهای اسلامی بر اساس قواعد فقهی دفاع میکند؛ مثلاً در مورد مرتفع نبودن منازل کفار نسبت به مسلمانان بر این باور است که نباید بنای ساختمان کافر از ساختمان مسلمان بلندتر باشد که مبتنی بر بلندمرتبگی مسلمان است. وی همچنین معتقد است که فروش بندهٔ مسلمان به شخص کافر صحیح نیست. از موارد دیگری که محمدحسن نجفی در فقه سیاسی بدان باور دارد، ظلمستیزی است. در نظر وی، وجوب رفع ظلم و حکم کردن به عدل حتی در داوری بین یک مسلمان و غیرمسلمان نیز باید رعایت شود.