ابوماهر

لغت نامه دهخدا

ابوماهر. [ اَ هَِ ] ( اِخ ) موسی بن یوسف بن سیّار شیرازی. رجوع به موسی... و رجوع به ابن سیار... شود.

جمله سازی با ابوماهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ابوماهر موسی بن یوسف سیار شیرازی (درگذشتهٔ ۳۵۰ قمری/۳۴۰ خورشیدی) از پزشکان و استادان علم پزشکی در قرون سوم و چهارم هجری و معاصر سلاطین دیلمی بود و نزد آنان معزز و محترم می‌زیست. ابوماهر نخستین کسی است که در شیراز به تعلیم و تربیت پزشکان می‌پرداخته و شاگردان نام‌آوری در مکتب او پرورش یافته‌اند. نامه دانشوران دربارهٔ او می‌نویسد «از جمله حکمای بزرگ و افاضل اطباست به فنون علوم حکمیه و صناعات طبیه مشهور و به اصابت رای و حذاقت در علاج معروف است. مولد و منشا آن طبیب ادیب شیراز بوده و هم در آن شهر که مرکز اهالی علم و مرجع خداوندان دانش بوده به اکتساب فضایل و اقتناء کمالات به پرداخت و نیز به اخذ علوم حکمیه و صنایع طبیه اشتغال ورزید تا در کلیهٔ علوم فلسفه و طب ربطی کامل و حذاقتی بی‌نهایت پیدا نمود.» ابوماهر نخستین جراحی است که تاریخ پزشکی متذکر نام او شده‌است و کنیه ابوماهر نیز به دلیل مهارتی که در عمل های جراحی داشت، تفویض شداست.

💡 ابوماهر موسی بن یوسف بن سیار شیرازی نیز اثری دارد به نام کتاب در سته ضروریه.[۳] بایگانی‌شده در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۷ توسط Wayback Machine

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران