جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 224- مقداد بن عمرو بن ثعلبه بن مالك بن...، عمرو در جاهليت متهم بهقتل شد، ناچار به حضر موت گريخت و با قبيله كنده پيمان بست و زنى از آن قبيله رابگرفت و از او مقداد به دنيا آمد. مقداد چون بزرگ شد، بين او ابوشمر نزاعى در گرفت، كه مقداد پاى او را مجروح كرد و به مكه گريخت و خود را زير حمايت اسود بن عبديغوث در آورد. اسود او را به فرزندى گرفت و مقداد بن اسود خوانده شد. اما پس ازنزول آيه ادعوهم لابيهم بار ديگر مقداد بن عمرو ناميده شد. پيغمبر در حق مقداد فرمودهاست: خداوند مرا به دوستى چهار تن امر فرموده: على، مقداد، سلمان و ابوذر. مقداد درسال 33 درگذشت. استيعاب، ج 3، ص 451؛ اصابه، ج 3، ص 433 - 434.
💡 شهرستانى از جمله آراى ابوشمر، يكى از قدريه نخستين، را انتساب تقدير خير و شربه انسان و نفى هر گونه تقدير الهى در اين باره مى داند. (55)