ابوبکر خوارزمی
لغت نامه دهخدا
ابوبکر خوارزمی. [ اَ بو ب َ رِ خوا / خا رَ ] ( اِخ ) محمدبن عباس شاعر و ادیب مشهور معروف به طبرخزی خواهرزاده ابوجعفر محمدبن جریر طبری مورّخ جلیل. او مدتی به شام و سپس در حلب اقامت گزید. و آنگاه که صاحب بن عباد به ارجان بود قصد زیارت صاحب کرد. و گویند بیکی از دربانان صاحب گفت که به ابن عباد بگوید مردی از ادبا بر در است صاحب پیام داد که من بر تن خویش الزام کرده ام تا ادیبی بیست هزار بیت از بر نداشته باشد نپذیرم ابوبکر گفت از صاحب بپرسید بیست هزار بیت از مردان یا زنان. صاحب گفت این مرد ابوبکر است و او را بار داد و مقدمش را گرامی داشت. و ابوبکر را دیوان رسائل و دیوان شعر است و چون از شام بازگشت به نیشابور مقیم شد و در آنجا به سال 383 هَ. ق. بمرد. و او را طبرخزی از آنروی میخواندند که مادر او طبری و پدراو خوارزمی بود. رسائل خوارزمی به طبع رسیده است.
فرهنگ فارسی
شاعر و ادیب مشهور معروف بطبرخزی
جمله سازی با ابوبکر خوارزمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یاقوت حموی مینویسد که خسروپرویز سه چیز داشت که برای هیچیک از شاهان قبل و بعد نبوده و نخواهد بود: اسب وی شبدیز، زن ماهروی وی شیرین که زیباترین مخلوق خدا بود، و خنیاگر وی باربد. در کتاب مجمل التواریخ و القصص آمدهاست: «... و شیرین که تا جهان بود کس به زیبایی او صورت نشان ندادهاست». ابوبکر خوارزمی گوید: «از کثرت زیبایی هر بار که ظاهر میشود یادآوری میکند که طلوع آفتاب گستاخی است. با وجود گذشتن سنوات جوانی بر زیباییش روز به روز میافزاید همچنان که شراب هر چه کهنهتر شود مطبوع تر است».فردوسی گوید که پرویز جز شیرین هیچکدام از دختران بزرگان و شاهان را نمیپسندید:
💡 شیرویه پسر خسروپرویز که از مریم رومی بود، و پس از مرگ پدر شاه شد به شیرین چشم داشت، با آنکه بیش از پنجاه بهار از عمر شیرین گذشته بود اما همچنان بسیار جذاب و دلربا بود و بقول ابوبکر خوارزمی هر چه بر سنش میافزود روز به روز زیباتر میشد پس کس نزد شیرین فرستاد که یا به زناشویی من درآ یا مجازات شو که اگر به زنی من درآیی تو را