ابن وهبان

لغت نامه دهخدا

ابن وهبان. [ اِ ن ُ وُ ] ( اِخ ) بروایت مسعودی در مروج الذهب نام مردی از قبیله قریش است که در بصره میزیسته و بصاحب الزنج پیوسته و پس از قتل صاحب الزنج از طریق دریا به هندوستان و بچین رفته و در شهر خانقو انتساب خود را بقبیله رسول صلوات اﷲعلیه ظاهر ساخته و درک خدمت خاقان چین کرده و از او احسان و انعام بسیار یافته وبه عراق بازگشته است. در روایات مسلمین چین می آید که مردی از اقربای پیغمبر صلی اﷲعلیه وآله بکانتن بوده و دین اسلام را او به چینیان تلقین کرده است و هم اکنون قبری در کانتن هست که مسلمین آنجا گویند قبر آن مرداست و محتمل است ابن وهبان مسعودی همین شخص باشد.

فرهنگ فارسی

نام مردی از قبیله قریش است که در بصره میزیست

جمله سازی با ابن وهبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «ابوعبدالله حسین قمی» ملقب به عمید نخستین وزیر وشمگیر بود که در زمان حکومت مرداویج، در ری نزد او بود و کارهای دربارش را انجام داده و مراسلات و دستورهای مرداویج را انجام می‌داد. عمید پس از مدتی وزیر مرداویج شد. پس از قتل مرداویج، وشمگیر «عبدالله ابن وهبان قصبانی» را به وزارت نشاند و عمید از زیاریان جدا شد. وشمگیر به دلیل وفاداری و کاردانی ابن وهبان، او را وزیر کرد، ولی در طول حکومتش اقدامات یا خدماتی از ابن وهبان ثبت نشده؛ گویا وی در این دوران فقط به حل مشکلات مملکت و نامه‌نگاری سرگرم بوده‌است.

اوبی یعنی چه؟
اوبی یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز