ابن هرمه

لغت نامه دهخدا

ابن هرمه. [ اِ ن ُ هََ م َ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) فرزند بازپسین. ابن عجزه. ته تغاری.
ابن هرمه. [ اِ ن ُ هََ م َ ] ( اِخ ) ابراهیم بن علی بن هرمه. شاعر مخضرمی. دیوان او در پانصد ورقه است، و اخبار او و منتخبات شعر او را ابوبکر صولی جرجانی گرد کرده است.
ابن هرمه. [ اِ ن ُ هََ رِ م َ ] ( اِخ ) نام یکی از روات است.

فرهنگ فارسی

نام یکی از روات است

جمله سازی با ابن هرمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و ابن هرمه را متولّى بازار اهواز نمود وچون رشوه گرفت او را مجازات وزندانى كرد.

💡 ابن هرمه طبق نقل دعائم كارگزار سوق الاهواز بود كه خيانت كرد و حضرت طى نامه اىكه به رفاعة بن شداد نوشت دستور داد او را زندانى كند (564)

💡 ابن هرمه، متولّى و مراقب بازار اهواز بود، او مرتكب خيانتى شد، هنگامى كه خبر خيانت وى به حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام رسيد، فورا نامه اى به اين مضمون براى (رفاعة بن شدّاد) حاكم اهواز نوشت 

💡 البتّه اين دو، غير از كارگزارانى بودند كه حضرت براى جمع آورى صدقات و نظارتبر بازار انتخاب مى كرد؛ همچون مصعب بن يزيد انصارى،عامل صدقات مداين (95) و ابن هرمه.(96)

💡 ابن هرمه، از نيروهاى اطّلاعاتى امام على عليه السلام در بازار اهواز بود كه اسير نفسشد و از بازاريان رشوه گرفت.

💡 ابن هرمه، از نيروهاى اطّلاعاتى حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام در بازار اهواز بود كه اسير نفس شد و از بازاريان رشوه گرفت.

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز