ابسط

متضادها

پیچیده‌ترین، مرکب‌ترین

لغت نامه دهخدا

ابسط. [ اَ س َ ] ( ع ن تف ) گسترده تر. گشاده تر. || ساده تر. بی آمیغتر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - گشاده تر گسترده تر. ۲ - ساده تر بی آمیغ تر.

جمله سازی با ابسط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 امير مؤ منان على (عليهالسلام ) در نامه خود به محمد بن ابى بكر چنين مى فرمايدفاخفض لهم جناحك و الن لهم جانبك و ابسط لهم وجهك و آس بينهم فى اللحظة و النظرة:(بالهاى خود را براى آنها فرود آر! و در برابر آنها نرمش كن و چهره خود را گشادهدار، و ميان آنان حتى در نگاه كردن مساوات كن ).

💡 3- پيشنهاد عمر با ابى عبيده جراح براى بيعت: ( ابسط يدك فلاءبايعك فانك اءمينهذه الاءمة:(835) ) دست خود را بگشاى تا با تو بيعت كنم، زيرا طبق گفتهرسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تو امين اين امت هستى.

💡 جمعى از مفسران بزرگ در ذيل اين آيه نقل كرده اند كه روزى (وليد بن عقبه ) به(على ) (عليه السلام ) عرض كرد انا ابسط منك لسانا و احد منك سنانا: (من از توزبانى گسترده تر و فصيحتر و نيزه اى تيزتر دارم )! (اشاره به اينكه به پندارخودش هم در سخنورى و هم در جنگ جوئى پيشتازتر است ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران