لغت نامه دهخدا
ابریشم طرب. [ اَ ش َ م ِ طَ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زه. وتر. تار. تاره. از ذوات الاوتار و توسعاً هر ساز زه دار. هر ذات الاوتار:
قدح مگیر چو حافظ مگر بناله ٔچنگ
که بسته اند بر ابریشم طرب دل شاد.حافظ.
ابریشم طرب. [ اَ ش َ م ِ طَ رَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) زه. وتر. تار. تاره. از ذوات الاوتار و توسعاً هر ساز زه دار. هر ذات الاوتار:
قدح مگیر چو حافظ مگر بناله ٔچنگ
که بسته اند بر ابریشم طرب دل شاد.حافظ.
( اسم ) ۱ - زه وتر تار تاره در سازهای زهی. ۲ - ( توسعا ) هر ساز زه دار هر یک از ذوات الاوتار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تاکنون از وی آلبوم موسیقی محلی قوچان (۱۳۶۹)، آلبوم شاختایی (۱۳۸۰)، آلبوم ابریشم طرب (۱۳۸۵)، آلبوم رهگذار (۱۳۸۸) و آلبوم پیوند (۱۳۸۸)و آلبوم صبوری (۱۳۹۶) منتشر شده است.