لغت نامه دهخدا
( آبج ) آبج. [ ب َ ] ( اِ ) نشانه کمان گروهه. || آلتی در زراعت.
ابج. [ اَ ب َ ] ( ع اِ ) ابد.
ابج. [ اَ ب َج ج ] ( ع ص ) فراخ چشم.
( آبج ) آبج. [ ب َ ] ( اِ ) نشانه کمان گروهه. || آلتی در زراعت.
ابج. [ اَ ب َ ] ( ع اِ ) ابد.
ابج. [ اَ ب َج ج ] ( ع ص ) فراخ چشم.
( آبج ) (بَ ) ( اِ. ) ۱ - نشانة کمان گروهه. ۲ - آلتی در زراعت. آبچ نیز گویند.
( آبج ) ( اسم ) ۱ - نشان. کمان گروهه. ۲ - آلتی در زراعت.
نشانه کمان گروهه آلتی در زراعت
فراخ چشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارنست ابج (انگلیسی: Ernest Ebbage; ۱ اوت ۱۸۷۳ – ۲ سپتامبر ۱۹۴۳) ورزشکار اهل بریتانیا بود.