لغت نامه دهخدا
مفسدانه. [ م ُ س ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بطور فساد و بطور فتنه انگیزی. ( ناظم الاطباء ).
مفسدانه. [ م ُ س ِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) بطور فساد و بطور فتنه انگیزی. ( ناظم الاطباء ).
💡 O در آيه قبل، گفتار به ظاهر نيكوى منافقان مطرح شد و در اين آيه رفتار مفسدانه ى آنان را بيان مى كند.
💡 نمى دانست كه فرعون غاصب و غارتگر و ظالم و مفسد است، آيا خدمتگزاران چنين دستگاهىشريك در ظلم و فساد او نبودند؟ و آيا ممكن بودعمل آنها يك عمل صحيح و الهى باشد؟ هرگز نه، بنابراين پيدا بود كه خداوند اينتلاش مفسدانه را باطل خواهد كرد.