مغلوله

لغت نامه دهخدا

( مغلولة ) مغلولة. [ م َ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث مغلول. بسته. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): و قالت الیهود یداﷲ مغلولة غلت أیدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشاء. ( قرآن 64/5 ). و لاتجعل یدک مغلولة الی عنقک و لاتبسطها کل البسط فتقعد ملوماً محسوراً. ( قرآن 29/17 ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی مَغْلُولَةً: بسته (دست به گردن بستن در عبارت "وَلَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَیٰ عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ ﭐلْبَسْطِ "کنایه است از خرج نکردن و خسیس بودن و خودداری از بخشش نمودن، درست مقابل بسط ید است که کنایه از بذل و بخشش میباشد و این که هر چه به د...
معنی عُنُقِکَ: گردنت (در عبارت "وَلَا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَیٰ عُنُقِکَ " دست به گردن بستن کنایه است از خرج نکردن و خسیس بودن و خودداری از بخشش نمودن است)
ریشه کلمه:
غلل (۱۶ بار)

جمله سازی با مغلوله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و شيخ در كتاب مجالس به اسناد خود از ابن ابى عمير از هشام بن سالم از امام جعفرصادق (عليه السلام ) نقل مى كند كه آن جناب درذيل آيه شريفه: (و قالت اليهود يد الله مغلوله ) فرمود: يهود مى گفتند خدا ازكارهاى خدائى خود و تدبير عالم فارغ شده است و - العياذ بالله - به امور عالممسلوب الاختيار و دست بسته است.

💡 و من تولى عرافه قوم و لم يحسن فيهم حبس على شفير جهنمبكل يوم الف سنه و حشر و يده مغلوله الى عنقه فان كان قام فيهم بامر الله تعالىاطلقه الله تعالى و ان كان ظالما هوى به فى نار جهنم سبعين خريفا.

💡 509 - عن النبى صلى الله عليه و آلهقال: لايومر احد على عشره فما فوقهم الاجى ء به يوم القيامه مغلوله يداه فان كانمحسنا فك عنه و ان كان مسيئا يزيد غلا على غله.