مغرد

لغت نامه دهخدا

مغرد. [ م ُ غ َرْ رِ ] ( ع ص ) آنکه بلند بردارد آواز را و طرب انگیز سازد و در گلو گرداند آواز را. ( از منتهی الارب ). آوازخواننده و سرودگوینده و طرب آورنده. ( ناظم الاطباء ).
مغرد. [ م ُ غ َرْ رِ / م ُ غ َرْ رَ ] ( ع ص ) بعید. ( منتهی الارب ). دور و بعید. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بعید دور و بعید

جمله سازی با مغرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و استطربت سجعا فیها حمایمها مغردات علی اغصان بالنغم

💡 بودیم در سخن که برآمد آوازهٔ خروس مغرد

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز