معموله

لغت نامه دهخدا

( معمولة ) معمولة. [ م َ ل َ ] ( ع ص ) تأنیث معمول. ج، معمولات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به معمول شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مونث معمول جمع: معمولات. توضیح: شاید اصل این کلمه در مورد کتب فقهیه فتوائیه اولا استعمال میشد و ابتدا [ معمول به ] میگفته اند یعنی کتب فتاوی که مابین عموم معمول به است و سپس بحذف جار و مجرور این تعبیر را بر مطلق کتب متداوله استعمال کرده اند ( قزوینی. یادداشتها ۳٠۶ - ۳٠۵: ۳ )
تانیث معمول جمع معمولات

جمله سازی با معموله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از اولى كه بساط انبيا بوده است تا زمان رسول اكرم تا بعدها زمان ائمه - عليهم السلام- مرتب مقابله كردند، توى حبس هم بودند مقابله كردند، موسى بن جعفر توى حبس هممقابله مى كرد، حضرت ابى عبدالله با آن تقيه كذايى و كذايى آن روايت معموله را مىفرمايد و مقابله مى كند با آنها، مقابله مى كند با كلام، با تبليغ، تبليغ بر ضدشانمى كند، مردم را سوق مى دهد به خلاف آنها.

💡 جناب معظّم له كه به ديدن حقير آمدند پس از مدتىاحوال پرسى و تعارفات معموله بدون مقدمه فرمودند:

💡 وقتى شروع به مباحثه و مذاكره نمودند، اين ميثم مسئله ساده اى عنوان كرد و شرحى درپيرامون آن بيان داشت، با اين شرح و بيان چندان مهم نبود مع الوصف علماى مجلس آنرا ازوى كه عالمى بزرگ به نظر مى رسيد پذيرفتند و تحسينش نمودند و چون غذا آوردند وسفره گسترانيدند ابن ميثم را نيز با تعارفات معموله دعوت به صرف غذا كردند.

چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز