مشفوع

لغت نامه دهخدا

مشفوع. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از شفع. رجوع به شفع شود. || دیوانه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

مجنون، دیوانه.

جمله سازی با مشفوع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و اين طايفه از متواضعترين، چنانچه براى حق -جل و علا - متواضعند، براى مظاهر جمال و جلال او نيز براى او متواضعند، و تواضعبراى اينان، ظل تواضع براى حق است. و اينان علاوه بر تواضع، داراى مقام محبت نيزهستند، و محبت به مظاهر حق - تابع محبت به حق - دارند، و اين تواضع كه مشفوع با محبتاست، كاملترين مراتب تواضع است.

💡 تذكّر:گرچه سخن از استغفار است ولى نه اصلاستغفار منحصر در مغفرت گانه است تا تشريعى باشد و نه كار فرشتگان در محدودهشريعت است؛ زيرا آنان نظير انسان مشمول برنامه هاى تشريعى نيستند. البته مجرمبودن انسان كه مشفوع له فرشتگان است در محدوده شريعت و احتياج وى به مغفرت بهنظام تشريع وابسته است و در نتيجه شفاعت فرشتگان مربوط به جرم تشريعى نيزخواهد شد، ولى كار ملائكه تشريعى نيست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران