مسلب

لغت نامه دهخدا

مسلب. [ م ُ س َل ْ ل ِ ] ( ع ص ) ماده شتر و یا زن بچه مرده یا ناتمام افکنده. مُسْلِب. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مُسِلب شود.
مسلب. [ م ُ ل ِ ] ( ع ص ) ناقه و زن بچه مرده یا ناتمام افکنده. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مُسلّب. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مُسَلِّب شود.

جمله سازی با مسلب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر مضا شهابم گویی چون چرخ پوشد سلب مسلب