مستکبری

لغت نامه دهخدا

مستکبری. [ م ُ ت َ ب ِ ] ( حامص ) مستکبر بودن. استکبار داشتن. متکبر بودن:
سپیدار مانده ست بی هیچ چیزی
ازیرا که بگزید مستکبری را.ناصرخسرو.برو شکر کن چون به نعمت دری
که محرومی آید ز مستکبری.سعدی ( بوستان ).

جمله سازی با مستکبری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اینهمه صنعتگری‌ها، ای پسر بهر تو نیست چند ازین نخو‌ت‌فروشی چند از این مستکبری

💡 حجت پیش آور و برهان مرا جنگ چه پیش آری و مستکبری

💡 افسر از خاک دری سازم که در اول قدم می برد از سر خیال سجده اش مستکبری

💡 شاعری بگذار و گرد شرع گرد از بهر آنک شرعت آرد در تواضع شعر در مستکبری

محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
ویو یعنی چه؟
ویو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز