مستسلم
مترادفها
تسلیم، مطیع، فرمانبردار
متضادها
مقاوم، سرکش، متمرد، پیروز
لغت نامه دهخدا
مستسلم. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استسلام. رجوع به استسلام شود. || گردن نهنده کسی را. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). فرمانبردار. ( ناظم الاطباء ). ج، مستسلمون. منقادان. گردن نهندگان: بل هم الیوم مستسلمون. ( قرآن 26/37 ). || فروتن و متواضع. ( ناظم الاطباء ).
مستسلم. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( اِخ ) ابوسعید واسطی ثقفی. از معاریف زهاد است. و رجوع به ابوسعید واسطی شود.
جمله سازی با مستسلم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وقـفـوهـم انـّهـم مـسـئولون مـا لكـم لا تـنـاصـرونبل هم اليوم مستسلمون
💡 در آيـه بـعـد مى افزايد: بلكه آنها در آن روز در برابر فرمان خدا تسليم و خاضعند وهـيـچـگـونـه قـدرت اظـهـار وجـود تـا چـه رسـد بـه مـخـالفـت نـدارنـد(بل هم اليوم مستسلمون ).
💡 مقصود از متكبرين همان مستكبرينند، به اين معنا كه مصداقا هر دو يكى هستند، هر چند كه عنايت لفظى در آن دو مختلف است، يكجا اقتضاءكند آنطور تعبير شود، و يكجا اينطور،مانند مسلم و مستسلم، كه از نظر مصداق يكى هستند پس مستكبر، آن كسى است كه براى خودطلب بزرگى مى كند و آن خواسته را از قوه به فعليت و ازدل به خارج در مى آورد، و متكبر آن كسى است كه تكبر را براى خودقبول كرده آن را براى خود صفتى مى سازد.
💡 او در برابر مشکلات سخت زندگی هرگز مستسلم نشد و با پشتکار بسیار زیاد توانست تمام موانعی که در مسیر رسیدن به اهدافش قرار داشت را پشت سر بگذارد.
💡 سربازان در میدان نبرد پس از دیدن قدرت بیاندازه دشمن، مجبور شدند تسلیم شوند و به عنوان نیروهای مستسلم از جنگ کنارهگیری کنند تا جانشان حفظ شود.
💡 نباید در برابر شکستهای کوچک و گذرا مستسلم شد، زیرا بزرگترین پیروزیها معمولاً پس از عبور از سختترین لحظات و مقاومت مداوم به دست میآیند.