مسافح

لغت نامه دهخدا

مسافح. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مسافحة. زانی. پلیدکار. رجوع به مسافحة شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) زناکار جمع

جمله سازی با مسافح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 13- شرطِ بقاى ازدواج، پاكدامنى، دورى از فحشا و روابط نامشروع است. (محصنات غير مسافحات...)

💡 در اينجا ممكن است اين سؤ ال پيش آيد كه با نهى از زنا با تعبير (غير مسافحات )نيازى به نهى از گرفتن دوست پنهانى (اخدان ) نبوده است.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز