مرحبه

لغت نامه دهخدا

( مرحبة ) مرحبة. [ م َ ح َ ب َ ] ( ع مص ) ترحیب. مرحبا گفتن. ( از اقرب الموارد ). ترحاب. ( یادداشت مؤلف ). تهنیت گفتن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مرحبا و ترحیب شود.

فرهنگ فارسی

تهنیت گفتن

جمله سازی با مرحبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ناگاه خادم امام، بيرون آمد و گفت: بفرما، من وارد خانه امام كاظم (ع ) شدم، همين كه آن حضرت را ديدم، بى آنكه چيزى بگويم، فرمود: (نه به سوى مرحبه و نه به سوى قدريه، و نه به سوى معتزله، بلكه به سوى من، به سوى من بيا).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران