مرتاد

لغت نامه دهخدا

مرتاد. [ م ُ ] ( ع ص ) طالب. نعت فاعلی است از ارتیاد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به ارتیاد شود.
|| ( اِ ) در شواهد ذیل به معنی مطلوب و مقصود و خواسته و مراد آمده است: عاجز میان عجز و ضجرت فروماند و مراد و مرتاد در تحیر و تردد ضایع گرداند. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 53 ). می باید که صناع را حاضر کنی و بر وفق مراد و حسب مرتاد آن جامها بفرمائی. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 43 ).

جمله سازی با مرتاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منم که یافته ام چیرگی و پیروزی زبندگی تو بر جمله مطلب و مرتاد

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز