مذنبه

مترادف‌ها

گناهکار، خطاکار

لغت نامه دهخدا

( مذنبة ) مذنبة. [ م ُ ن ِ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث مذنب است به معنی زن گنهکار. مجرمة. عاصیة. آثمة. رجوع به مُذنِب شود.
مذنبة. [ م ُ ذَن ْ ن َ ب َ ] ( ع ص ) دنباله دار. دم دار: کواکب المذنبة، ستاره های دنباله دار. ( یادداشت مؤلف ). تأنیث مذنب است. رجوع به مُذَنَّب شود.
مذنبة. [ م ُ ذَن ْ ن ِ ب َ ] ( ع ص ) بسرة مذنبة؛ غوره خرمائی که از دنباله رسیدن گیرد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مُذَنِّب شود.

جمله سازی با مذنبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اللهم انى استغفرك لكل ذنب جرى به علمك فى و على الى اخر عمرى بجميع ذنوبىلاولها و اخرها عمدها و خطائها قليلها و كثيرها دقيقها و جليلها قديمها و حديثها سرها وعلانيتها و جميع ما انا مذنبه و اتوب اليك و اسئلك ان تصلى على محمد وال محمد و ان تغفرلى جميع ما احصيت من مظالم العباد قبلى فان لعبادك على حقوقا و انامرتهن بها تغفرهالى كيف شئت و انى شئت يا ارحم الراحمين.

💡 در آن داستان‌های قدیمی، شخصیت مذنبه همیشه به دنبال راهی برای توبه و بازگشت به مسیر درست و پاکی زندگی خود بود.

💡 هر مذنبه‌ای که از اشتباه خود آگاه شود، می‌تواند با اصلاح رفتار و جبران خسارت‌های وارده، جایگاه خود را در جامعه دوباره باز یابد.

💡 متون مذهبی بر این نکته تأکید دارند که خداوند همواره درهای رحمت خود را به روی هر مذنبه‌ای که از گناه بازگردد، باز می‌گذارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران