محفظ
مترادفها
ظرف، نگهدارنده، محافظ، مخزن
لغت نامه دهخدا
محفظ. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص ) به خشم آورنده. ( از منتهی الارب ). کسی که به خشم می آورد. ( ناظم الاطباء ).
محفظ. [ م ُ ح َف ْ ف ِ ] ( ع ص ) یاددهنده ٔکتاب و جز آن. ( منتهی الارب ). کسی و یا چیزی که سبب می شود سپردن به ذهن و یادآوردن را. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
یاد دهنده کتاب
جمله سازی با محفظ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهمترین مورد استفاده از سامانههای در بطریهای یکبار مصرف نوشیدنی است اما در موارد دیگری که شامل بستهبندی یا محفظه دورانداختنی است مانند پاکت سیگار، ظروف مواد غذایی غیر از نوشیدنی، تایر خودروها و دستگاههای الکترونیکی نیز قابل استفاده است.