تحفیظ
متضادها
فراموشی
لغت نامه دهخدا
تحفیظ. [ ت َ ] ( ع مص ) یاد دادن کتاب و جز آن کسی را. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). یاد دادن کتاب کسی را. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). یاد دادن کتاب و جز آنرا. ( صراح اللغة ). || کسی را بر حفظ چیزی داشتن. ( مجمل اللغة ). واداشتن کسی را بر حفظ کتاب. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) یاد دادن کتاب و جز آن به کسی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) یاد دادن کتاب و جز آن کسی را. جمع: تحفیظات.
ویکی واژه
یاد دادن کتاب و جز آن به کسی.