محتشم زاده
لغت نامه دهخدا
محتشم زاده. [ م ُ ت َ ش َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) بزرگ زاده. از خاندان محتشم. عریق:
ز یونانیان محتشم زاده ای
ندیده چو او گیتی آزاده ای.نظامی.در میان بود مردی آزاده
مهترآیین و محتشم زاده.نظامی.
فرهنگ فارسی
بزرگ زاده
جمله سازی با محتشم زاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در میان بود مردی آزاده مهتر آیین و محتشم زاده
💡 محتشم زاده اطراف بساط عدمیم گوهر از بیضه عنقاست به گنجینه ما
💡 آن امیر لطیف آزاده محترم نفس و محتشم زاده