لغت نامه دهخدا
متناقص. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) ناتمام و ناقص. ( ناظم الاطباء ).
متناقص. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) ناتمام و ناقص. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به نظر ما علت كم توجهى محققان و مورخان به اين مقطع مهم تاريخى، انگيزه هاىدرونى و روش بررسى هاى تاريخى آنان بوده است. مورخان در اين گونه موارد بدونداشتن دركى و استنباطى از اسرار صعود و افول نهصت ها، به تكرار مكررات اكتفا كردهاند و روايات متناقص، آنان را از فرورفتن در باطن امر و گذر از سطح به عمق،بازداشته است. لذا اكثر آنان به چنين تصورى، قيام سيدالشهداء را بدون طرح مساءلهسفارت مسلم بن عقيل ترسيم نموده و نيازى به درك شرايط آن روز مردم، مخصوصااهل كوفه نديده اند.
💡 گذشته از آن، در همين كتاب آنجا كه از موارد اجتهاد در مكتب خلفا سخن مى گفتيم، دلايل بسيارى دال بر اعتماد مكتب مزبور در بيان احكام اسلام بر راءى و اجتهاد در مقابل سنت پيامبر خدا (ص ) آورده ايم. و نيز در اوايل جلد دوم زير عنوان دو حديث متناقص چگونه يافت مى شوند، و در آخر بخش زير عنوان مجتهدهاى قرن نخستين و موارد اجتهادشان، ديديم كه پيروان مكتب خلفا چگونه به خاطر تاءييد موضعگيريهاى خلفا حديث مى ساختند، و گوياتر از همه، مطالبى است كه در پايان جلد اول زير عنوان جهت گيرى قدرت حاكمه طى سيزده قرن آمده است.