متلاحمه

لغت نامه دهخدا

( متلاحمة ) متلاحمة. [ م ُ ت َ ح ِ م َ ] ( ع ص ) شکستگی سر که به گوشت رسیده باشد. ( صراح اللغة ). قسمتی از شکستگی سر که جراحت از گوشت بگذرد و بر آن پوست که بر استخوان پوشیده است برسد. ( ذخیره خوارزمشاهی ). شجه، یعنی شکستگی که به گوشت رسیده باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). شکستگی که بگوشت رسد و به سمحاق نرسد. ( بحرالجواهر ). آن جراحت که از پوست بگذرد و بسمحاق نرسد. ( مهذب الاسماء ). جارمه. باذله ( در شکستگی سر ). ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || امراءة متلاحمة؛ زن تنگ کس از بسیاری گوشت کرانه آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). زنی که فرج وی از بسیاری گوشت کرانه آن تنگ باشد.( ناظم الاطباء ). زن تنگ فرج. ( مهذب الاسماء ). || زن که کسی جماع آن نتواند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زنی که کس با وی جماع نتواند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شکستگی سر که به گوشت رسیده باشد

جمله سازی با متلاحمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سوم - (متلاحمه ) است. و آن زخمى است كه گوشت را پاره كند اما نه بحديكهبمرتبه (سمحاق ) كه مرتيه چهارم است برسد. و ديه آن سه شتر مى باشد. و زخم(باضعه ) نيز همين متلاحمه است.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز