لغت نامه دهخدا
رودرواسی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) مخفف رودربایستی. رجوع به رودربایستی شود.
رودرواسی. [ دَ ] ( حامص مرکب ) مخفف رودربایستی. رجوع به رودربایستی شود.
مخفف رودر بایستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای نور دیدهٔ ما در چشم ما نظر کن کائینه ایست روشن آن رو در او توان دید
💡 امتیازات بازی جوانمردانه در صورتی که آمار و ارقام و نتایج بازیهای رو در رو و کلی تیمها مساوی شود (و اگر ضربات پنالتی برای شکستن تساوی قابل اجرا نباشد) برای تعیین تیم صعود کننده استفاده خواهد شد. این امتیازدهی بر اساس کارتهای زرد و قرمز دریافت شده در تمام مسابقات گروه به شرح زیر محاسبه میشود:
💡 پیوند مکاتبهای بسته به افرادی که در آن هستند گاهی بسیار کوتاه مدت، گاهی منجر به یک پیوند جدی، دیدارهای رو در رو یا حتی گاهی منجر به ازدواج میشود.
💡 فرهنگسرای رازی در ابتدا با نام فرهنگسرای ورزش فعالیت خود را آغاز کرد. از این رو در این بوستان امکانات ورزشی بسیاری مانند استخر سرپوشیده، خانه کشتی، انجمن دارت، پیست دوچرخه سواری، پیست اسکیت، سالن پینگ پنگ، باشگاه پینت بال و انواع سالنهای ورزشی سرپوشیده در نظر گرفته شدهاست.
💡 صلح از فلک به دیده بیدار کردهایم رو در صفا و پشت به زنگار کردهایم
💡 چه شد که با من سرگشته کینه می ورزی ز ذرّه مهر نباشد بهیچ رو در کین