واژه «متضاده» در ساختار زبانی فارسی و عربی، صورت مؤنث واژه «متضاد» بهشمار میآید و از ریشه عربی «ضد» گرفته شده است که دلالت بر تقابل، ناسازگاری و مخالفت میان دو امر دارد. این واژه در اصل به صفت یا حالتی اشاره میکند که در آن دو ویژگی، مفهوم یا پدیده در برابر یکدیگر قرار گرفته و از نظر معنایی یا ماهوی با هم تعارض دارند. در تحلیل زبانشناختی، «متضاده» زمانی بهکار میرود که گوینده بخواهد بهصورت خاص به یک اسم یا مفهوم مؤنث اشاره کند که در رابطهای تقابلی با امر دیگری قرار دارد، هرچند در فارسی معاصر کاربرد آن کمتر از صورت مذکر «متضاد» رایج است. از منظر معنایی، این واژه با مفاهیمی چون «مخالف»، «نقیض» و «متعارض» همپوشانی دارد، اما هر یک از این اصطلاحات ممکن است در بافتهای علمی یا منطقی تفاوتهای ظریفی داشته باشند. در حوزه منطق و فلسفه، تضاد به رابطهای اطلاق میشود که در آن دو گزاره یا صفت نمیتوانند همزمان صادق باشند، اما ممکن است هر دو کاذب نیز باشند، و این نکته در درک دقیق مفهوم «متضاده» اهمیت دارد. همچنین در زبانشناسی، واژههای متضاد بهعنوان یکی از مهمترین روابط معنایی میان واژگان شناخته میشوند و در غنای بیانی زبان نقش بسزایی دارند. برای نمونه، جفتهایی مانند «شب و روز» یا «سرد و گرم» مصادیق روشن مفاهیم متضاد یا متضاده هستند که تقابل معنایی آشکاری دارند. از نظر صرفی، جمع این واژه «متضادات» است که برای اشاره به مجموعهای از مفاهیم متقابل بهکار میرود.
متضاده
لغت نامه دهخدا
( متضادة ) متضادة. [ م ُ ت َ ضادْ دَ ] ( ع ص ) با هم دیگر ضدکننده. ( غیاث ) ( آنندراج ). مؤنث متضاد. ج، متضادات. و رجوع به تضاد و ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث متضاد جمع: متضادات.
جمله سازی با متضاده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (و انسان را با نفس ناطقه آفريد كه اگر آن نفس را با دوبال علم و عمل پاك كند، پس از آن نفس ناطقه با گوهرهاى علت هاى نخستينش مشابه خواهدگشت، و اگر مزاجش را معتدل سازد و از صفات متضاده دورى جسته، طريق وسط وعدل را بپويد، پس با هفت آسمان مستحكم مشاركت خواهد نمود.)
💡 از فضايل عجيبه و خوارق عادات آن حضرت اين كه، جمع بين الاضداد و تاليف بين الاشتا بنموده بود، و صفات متضاده در حضرت جمع بود.