متربص. [ م ُ ت َ رَب ْ ب ِ ] ( ع ص ) چشم دارنده و انتظار چیزی نماینده. ( آنندراج ). چشم دارنده و انتظاردارنده و منتظر. || بند کننده ٔغله به انتظار گرانی. ( ناظم الاطباء ). محتکر. ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ). و رجوع به تربص شود.
(مُ تَ رَ بِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) منتظر، متوقع، چشم دارنده.
۱. کسی که چشمداشت و انتظار دارد، منتظر.
۲. کسی که غله و سایر کالاها را برای گران شدن در انبار نگه می دارد، محتکر.
[ویکی الکتاب] معنی مُّتَرَبِّصٌ: منتظر
ریشه کلمه:
ربص (۱۷ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بـه آنـهـا اخـطـار كـن و (بـگـو هـمـه مـا و شـمـا در انـتـظـاريـم )(قل كل متربص ).
💡 كلمه (تربص ) به معناى انتظار است، و (صراط سوى ) به معناى راه مستقيم است،و جمله (كل متربص ) معنايش اين است كه بگو هر يك از ما و شما منتظريم، ما منتظريمتا وعده اى كه درباره شما خدا به ما داده، كه دين خود را بر كفر شما جلو مى اندازد ونور خود را تمام مى كند فرا رسد، شما هم منتظريد تا بلاها بر سر ما هجوم آورد، و شمابتوانيد دعوت حق ما را باطل كنيد، و هر يك از ما و شما راه خود را به سوى آرزو و هدفخود گرفته،