جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بـه عـبـارت اخـرى جسم در دنيا مركب از هيولى و صورت است نه به ماده مبهمه، پس بدناخروى عين حقيقت بدن دنيوى است نظير صورت مرئيه در نوم و در آيينه كه اگر جوهر حىفرض شود.
💡 و اگر مفاهيم در نزديك شدن به ساحت مقدسش - به معنائى كه گذشت - ساقط و بىاعتبار نمى شد ممكن بود عقل همان مقدارى كه از مفاهيم عامه و مبهمه در دست دارد به همانمقدار به خداى تعالى احاطه پيدا كند، و بگويد مثلا خداى تعالى ذاتى است نه چونساير ذوات، و داراى علمى است نه چون ساير علوم، داراى قدرتى است نه چون قدرتديگران، داراى حيات است نه مانند ساير اقسام حيات، چون با چنين توصيفى ممكن استعقل، تمامى اوصافش را بشمارد، و به همه بطوراجمال احاطه پيدا كند، و ليكن اين احاطه، و لو اجمالى، آيا صحيح است ؟ و آيا احاطه اىكه ممتنع است احاطه تفصيلى است. و اما اينكه آيا احاطه اجمالى ممكن است، سؤ الى استكه جوابش را مى توان از آيه (و لا يحيطون به علما) و آيه (الا انهبكل شى ء محيط) استفاده نمود، چه از اين دو آيه استفاده مى شود كه هيچ چيزى و به هيچنحوى از انحاء نه اجمالى و نه تفصيلى به او احاطه نمى يابد، و ذات مقدس اواجمال و تفصيل نمى پذيرد، تا بتوان گفت: احاطه اجمالى حكمى دارد (ممكن است ) و احاطهتفصيلى حكم ديگرى (محال است ) دقت كنيد.