لغت نامه دهخدا
ماسه زار. [ س َ / س ِ ] ( اِمرکب ) صحرایی که ماسه نرم دارد. ( فرهنگ فارسی معین ). فرهنگستان ایران این کلمه را معادل کلمه «سابلیر» فرانسوی انتخاب کرده است. و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران ص 99 شود.
ماسه زار. [ س َ / س ِ ] ( اِمرکب ) صحرایی که ماسه نرم دارد. ( فرهنگ فارسی معین ). فرهنگستان ایران این کلمه را معادل کلمه «سابلیر» فرانسوی انتخاب کرده است. و رجوع به واژه های نو فرهنگستان ایران ص 99 شود.
( اسم ) صحرایی که ماس. نرم دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این ماسه زار بزرگترین ماسه زار اروپا است و ریشهٔ آن به دریای پانونی بازمیگردد. در این منطقه گونههای در معرض خطر اروپا و جهان زندگی میکند.
💡 مساحت این ماسه زار، ۳۲ کیلومتر مربع و عمق ماسهها از ۴۰ تا ۷۰ متر میرسد. این بیابان به صورت طبیعی ایجاد نشده بلکه به دلیل فعالیتهای انسانی (معدن کاری) آنقدر سطح آب پایین آمده تا دیگر توان حفظ زندگی را از دست داده.